تبلیغات
كل یوم عاشورا - شكل‌گیری جنبش‌های متعدد در بین شیعیان بحرین

شكل‌گیری جنبش‌های متعدد در بین شیعیان بحرین

 

نوع مطلب :بیداری اسلامی ،

نوشته شده توسط : شـــاهد

منطقه خاورمیانه، همواره یكی از حساس‌ترین و خبرسازترین مناطق جهان در قرن‌های اخیر بوده و در این منطقه حساس، نسبت به چند موضوع، حساسیت ویژه‌ای وجود داشته است كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، این حساسیت‌ها دوچندان شده است. 

از آنجایی كه انقلاب ایران، به لحاظ ماهوی، انقلابی است شیعی و جمعیت چشمگیری از شیعیان نیز در كشورهای حوزه خلیج فارس حضور دارند، این احتمال منطقی به‌نظر می‌رسد كه شیعیان منطقه بخواهند از انقلاب ایران الگوبرداری كرده، در منطقه خود نقش‌آفرین شوند. شاید به این دلیل، مدتی است بحث ژئوپلیتیكی رونق پیدا كرده است و نگاه بسیاری از محققان، بر شیعیان منطقه خلیج‌فارس متمركز شده است.شیعیان به عنوان گروهی كه در تمام طول تاریخ (به جز مقاطع استثنایی) در اقلیت و تحت ظلم و رنج، محرومیت و تبعیض بوده‌اند، باتوجه به اصول موجود در فرهنگ سیاسی شیعه ـ كه حاوی مفاهیمی همچون ظلم‌ستیزی، عدالت، عاشورا، انتظار، شهادت، امر به معروف و نهی از منكر است ـ برای احقاق حقوق و دستیابی به مطالباتشان و كاستن از ظلم‌هایی كه بر آن‌ها وارد می‌آید، جنبش‌هایی را شكل داد‌ه‌اند. جنبش‌هایی نظیر قیام تنباكو، جنبش مشروطه، جنبش شیعیان عراق و جنبش حزب‌الله لبنان و سرآمد و در طلایه آن، انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 از جمله مهم‌ترین جنبش‌های شیعی در دوران معاصر بوده است. پیروزی انقلاب اسلامی و قدرت‌یابی شیعیان در عراق، باعث انگیزه‌بخشی و تجدید حیات و مصمم‌تر شدن شیعیان در پیگیری مطالبات و حقوقشان شده است. در واقع، ظهور و تشكیل دولت‌های شیعی در منطقه (ایران و عراق) باعث هویت‌بخشی به شیعیان، بازگشت آن‌ها به خویشتن خویش و ظهور شیعه به عنوان اقلیتی بسیار تأثیرگذار و فعال در عرصه‌های سیاسی ـ اجتماعی كشورهای منطقه و الگویی برای دیگر شیعیان منطقه شده است.


واژگان كلیدی: شیعه، جنبش، دولت، حكومت، بحرین


جنبش‌های اجتماعی


ـ تعریف و ویژگی‌های جنبش‌های اجتماعی


در تعریف جنبش آمده است: «جریان مجموعه‌ای از كنش‌ها و تلاش‌های مجموعه‌ای از افراد كه به شكل كم و بیش پیوسته به سمت هدف خاصی حركت می‌كنند یا به آن گرایش دارند.» (مشیرزاده، درآمدی نظری بر جنبش اجتماعی، ص 10)جنبش اجتماعی یكی از انواع رفتارهای جمعی است. رفتار جمعی، پاسخ عده‌ای از مردم به یك وضعیت یا مسئله‌ای خاص است. این رفتارها در جامعه به شكل‌های گوناگون تجلی می‌یابد و تنها یكی از آن‌ها به شكل جنبش اجتماعی است.


ـ بسترهای جنبش اجتماعی


جنبش‌های اجتماعی همانند بسیاری دیگر از پدیده‌های سیاسی ـ اجتماعی در بسترهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... پدید آمده، رشد و نمو می‌كنند. تعدادی از محققان استدلال‌ كرده‌اند جنبش‌های اجتماعی به وسیله فرهنگ سیاسی نظام‌های كشورشان توسعه می‌یابند. راهبرد‌های بازیگران جمعی، هم تحت تأثیر روح ناپایدار و انعطاف‌پذیر زمان اتخاذ می‌گردند و هم تحت تأثیر ویژگی‌های نسبتاً باثبات فرهنگ‌های سیاسی ملی.هرچه فرهنگ سیاسی، مساوات‌گرایانه‌تر، لیبرال‌تر، فراگیرتر و فردگرایانه‌تر باشد، مخالفت، جنبه خصمانه و مواجهه جویانه كمتری خواهد داشت. (دی پورتا و دیانی، مقدمه‌ای بر جنبش‌های اجتماعی، ص 289)  از نكات مهم این بحث، باید به نحوه تعامل دولت با جنبش‌های اجتماعی پرداخت.دولت را نمی‌توان صرفاً دشمن جنبش‌های اجتماعی دانست؛ زیرا دولت علاوه بر اینكه سازمان‌دهنده نظام سیاسی و داور مطلق پیروزی است، در عین‌حال ممكن است حامی مالی و دشمن جنبش‌های اجتماعی نیز باشد. پس نهادهای دولتی می‌توانند متحدان یا مخالفان جنبش‌های اجتماعی باشند. نكته مهم تعامل دولت با جنبش‌های اجتماعی این است كه بسیاری از نهادهای حكومتی به عرصه‌هایی برای معامله و مذاكره میان بازیگران جمعی گوناگون از جمله جنبش‌های اجتماعی تبدیل می‌شوند. (همان، ص 297)نكته دیگر، مسئله «فرصت سیاسی» است كه هرچه ساختار فرصت سیاسی بسته‌تر باشد، وجود متحدان نهادی برای دستیابی به فرایند تصمیم‌گیری، اهمیت بیشتری می‌یابد. رسانه‌ها و صنف‌های اصلاح‌گر احزاب سیاسی به‌ویژه احزاب چپ می‌توانند از جمله این متحدان برای جنبش‌های اجتماعی گوناگون باشند.


انواع جنبش‌های اجتماعی


به‌طور كلی می‌توان هشت نوع جنبش‌ اجتماعی را نام برد:


1) جنبش‌ نمایشی؛ هنگامی كه افراد خود را در وضعیت مأیوس‌كننده‌ای می‌بینند، جنبش نمایشی پدید می‌آید. افراد شركت‌كننده در این نوع جنبش، تنها به بیان نگرش خود در قبال یك واقعیت نامطلوب اجتماعی می‌پردازند؛ اما عملاً این واقعیت را دگرگون نمی‌سازند. جنبش‌های هیپی‌گری و جنبش‌های احیای مذهب از این گونه‌اند. (كوئن، مبانی جامعه‌شناسی، ص 406)


2- جنبش واپسگرا (ارتجاعی)؛ هدف این‌گونه جنبش‌ها، بازگرداندن جامعه به وضعیت قبلی است و اعتراض افراد شركت‌كننده به این جنبش‌ها به رویه‌های اجتماعی آشكار است؛ مانند جنبش‌های ضد مهاجرت و جنبش‌های نژادپرستی.


3- جنبش‌های ترقی‌خواهانه؛ این جنبش‌ها خواهان ایجاد تغییرات مثبت در نهادها و سازمان‌ها و بهبود وضع جامعه هستند؛ مانند جنبش‌های كارگری و طرفداران محیط زیست.


4- جنبش‌ محافظه‌كار؛ جنبش محافظه‌كار، زمانی ایجاد می‌شود كه افراد از وضعیت موجود راضی‌اند و وضعیت موجود جامعه را مطلوب‌ترین وضعیت می‌دانند و در مقابل نوآوری‌ها مقاومت می‌كنند. (همان ص 407)


5- جنبش اصلاح‌طلب؛ هدف این جنبش، ایجاد تغییر در شئون جامعه بدون قصد دگرگون كردن جامعه است. جنبش صلح سبز در اروپا، ضد تبعیض نژادی در آمریكا و... از نمونه‌های جنبش اصلاح‌طلب هستند.


6- جنبش‌ انقلابی؛ این نوع جنبش، خواستار تغییر سریع و بنیادی در جامعه، سرنگون كردن نظام حاكم و جایگزین ساختن یك نظام دیگر است؛ مانند انقلاب 1917 روسیه.


7- جنبش آرمان‌گرا؛ این جنبش‌ كه به انزواطلب با جدایی‌طلب نیز مشهور است، كوششی است به‌منظور ایجاد محیط اجتماعی ایده‌آل برای گروه كوچك پیروان آن.


8- جنبش كوچنده؛ افرادی كه به این جنبش می‌پیوندند، از وضع موجود زندگی‌شان ناراضی‌اند و به امید زندگی و آینده، روشن‌تر، از محل سكونتشان به مكانی دیگر نقل مكان می‌كنند.


مراحل یك جنبش اجتماعی


همه جنبش‌ها در یك دوران بحرانی آغاز می‌شوند، به میزان‌های مختلف رشد می‌كنند و بعد محو می‌گردند یا نهادینه می‌شوند. گتیز در مقام یك جامعه‌شناس می‌گوید: بیشتر جنبش‌های اجتماعی مراحل زیر را طی می‌كنند:


1-مرحله ناآرامی؛ در این مرحله، بر اثر كژكاری‌ نظام حاكم، نارضایتی عمومی پدید می‌آید. این مرحله ممكن است تداوم یابد و سال‌ها به درازا بكشد.


2-مرحله برانگیختگی؛ پس از اینكه توجه همگان به عوامل پدید‌آورنده ناآرامی جلب شد، مردم گردهم می‌آیند؛ آن‌گاه محركان و رهبرانی از میان جمع قدعلم می‌كنند و مردم را برمی‌انگیزانند.


3-مرحله قالب‌ریزی؛ در این مرحله، یك ساختار سازمان‌یافته رسمی با سلسله مراتبی از مسئولان ظهور می‌كند. یكی از مهم‌ترین كاركردهایی كه در این مرحله انجام می‌گیرد، روشن شدن ایدئولوژی جنبش برای اعضای آن و بیان مشروح چرایی اقدام به جنبش و اهداف آن است.


4-مرحله نهادی شدن؛ در صورتی كه جنبش در جذب طرفداران و جلب حمایت عموم موفق شود، نهادی می‌شود. در این مرحله، نوعی دیوان‌سالاری در جنبش ایجاد می‌شود و رهبری منضبط و حرفه‌ای، جایگزین شخصیت‌های فرهمند پیشین می‌گردد. (كوئن، مبانی جامعه‌شناسی، ص 411)


فرهنگ سیاسی شیعه و مبانی آن


منظور از فرهنگ سیاسی شیعه، نوع نگرش و طرز برخورد شیعه امامیه با سیاست و قدرت سیاسی است كه تحت تأثیر مبادی نظری و عقاید و باورها و سنت‌های شیعه، در متن تاریخ و حیات جمعی شیعیان شكل گرفته است و تعیین‌كننده الگوهای كنش و رفتار سیاسی آن در پذیرش یا نفی حكومت‌هاست.از مهم‌ترین این عناصر و مفاهیم، باید از اصل امامت، انتظار، اعتقاد به نامشروع بودن حكومت غیرمعصوم و غیرمأذون از امام معصوم، شهادت، تقیه، عدالت و اصل امر به معروف و نهی از منكر نام برد. همچنین از نهادهای مذهبی در فرهنگ شیعه باید به عاشورا، سوگواری و تعزیه و سنت یاد شهیدان اشاره کرد كه بالقوه قدرت عظیمی در تحریك و بسیج مردم و دمیدن روح مبارزه و انقلابی‌گری دارند. عناصر اجتهاد و مرجعیت و نهادهای مسجد و منبر نیز از عوامل مؤثر بر فرهنگ سیاسی شیعه هستند.


نگاه شیعه به قدرت


فقه سیاسی شیعه به‌دلیل درگیر نبودن با امر حكومت، نسبت به فقه سیاسی اهل سنت، رشد كمتری داشته است. استاد مرتضی مطهری، انزوای بحث عدل و اصل عدالت اجتماعی را سبب ركود تفكر اجتماعی فقیهان شیعه و كنار ماندن فقه از فلسفه اجتماعی می‌داند. (مطهری، بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، ص 26)


در بیان جایگاه قدرت در فقه سیاسی باید گفت در فقه سیاسی شیعه و اهل سنت، ساختار هرمی ‌قدرت مفروض گرفته شده است. بر این اساس، حاكم و هیئت حاكمه در رأس و مردم در قاعده هرم قرار دارند. البته محوریت قدرت در بین مباحث فقه سیاسی اسلام نه به‌دلیل وجود ویژگی خاص در فقه سیاسی، بلكه به علت ماهیت قدرت بوده است؛ زیرا حاكمیت بدون قدرت، وجود خارجی ندارد.


مكتب‌های سیاسی شیعه در قرن اخیر:


الف) مكتب‌ سامرا؛ میرزای شیرازی این مكتب را در حدود سال 1291 هجری قمری در حوزه سامرا پایه‌ریزی کرد که در تاریخ سیاسی جهان تشیع به‌ویژه در ایران نقش قابل‌توجهی داشت و افرادی كه پرورش یافته این مكتب بودند، مانند میرزای نائینی، آخوند خراسانی، سیدحسن مدرس و شیخ فضل‌الله نوری بعدها طلایه‌دار در بسیاری از جنبش‌های اسلامی معاصر در دنیای شیعه نقش داشتند.


ب) مكتب نجف؛ مكتب سیاسی نجف برایند بخشی از تحولات سیاسی ـ اجتماعی دنیای شیعه بود كه در جریان جنبش مشروطه به‌دست آخوند خراسانی در حدود سال‌ 1314 قمری در نجف اشرف پایه‌گذاری شد. مكتب نجف هرچند خود زاییده مكتب سامرا است؛ اما درك سیاسی و انطباق آن با جامعه‌ اسلامی، تا حدود زیادی با مكتب سامرا متفاوت است.


مكتب سامرا به‌دنبال تعمیم ولایت در حوزه سیاست و ایجاد یك نظام سیاسی مبتنی بر جنبش اجتماعی شیعه در همه عرصه‌های قدرت بود؛ اما مكتب نجف، تعمیم سیاست در حوزه ولایت و ایجاد یك نظام سیاسی مبتنی بر شریعت را با نظارت فقها در بخشی از عرصه‌های قدرت در نظر داشت.


ج) مكتب قم؛ مكتب قم به‌دست امام خمینی(ره)در حدود سال‌ 1340 شمسی در قم پایه‌ریزی شد. از مهم‌ترین اصول مكتب قم می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:


1- ضرورت تشكیل حكومت اسلامی توسط پیامبر اسلام (ص) و جانشینان وی به‌عنوان یك سنت تغییرناپذیر سیاسی در شریعت اسلامی؛


2- استمرار قوانین اسلامی در تمام زمان‌ها و مكان‌ها و ادامه تا قیامت؛


3- تعمیم ولایت در حوزه سیاست یا نظریه ولایت مطلقه فقیه؛


4- انطباق مبنای مشروعیت و مرز مقبولیت، به‌طوری‌كه امام خمینی(ره) بنیاد اسلامی اندیشه سیاسی مكتب قم را بر انطباق این دو مقوله قرار داد.


با عنایت به مسائل فوق و توجه به نوع نگاه شیعه به قدرت و حكومت، باید به ریشه‌یابی جنبش‌های شیعی در دوران معاصر پرداخت. در واقع، فرهنگ سیاسی شیعه معمولاً به «همراهی سیاست با دیانت» تأكید دارد و وجود عناصر و مفاهیمی مهم و كلیدی در این فرهنگ، نظیر امامت، ولایت فقیه، انتظار، شهادت، عدالت، امر به معروف و نهی از منكر، عاشورا و... باعث می‌شود شیعیان معمولاً به واسطه محرومیت‌هایی كه در جوامع خود دارند (حال چه در جوامعی كه اكثریت عددی دارند یا در اقلیت هستند) جنبش‌هایی را برای رسیدن به حقوق خود و كاستن از محرومیت‌ها و ظلم‌ها و تبعیض‌ها و نقض اصول و تعالیم مذهبی ترتیب‌ ‌دهند و سازماندهی ‌كنند.


از جمله كشورهایی كه در آن، شیعیان با توجه به كثرت عددی خود همواره در محرومیت‌های تحمیلی هیئت حاكمه به سر می‌برند، بحرین است.


جمعیت بحرین 718 هزار نفر است كه از این تعداد، تقریباً 75 درصد شیعه هستند. باوجود اینكه درصد زیادی از جمعیت‌ را تشكیل می‌دهند ولی بحق باید آن‌ها را اكثریتی فراموش شده دانست.اكثر شیعیان در مناطق دورافتاده از مناطق شهری و در روستا زندگی می‌كنند. شغل بیشتر آنان به‌طور سنتی ماهیگیری و كشاورزی است كه از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نیستند و در فقر به‌سر می‌برند و تنها در دهه‌های اخیر، عده‌ای از شیعیان در منامه و المحرق و تأسیسات نفتی ستیرا و الاولی به صفوف كارگری پیوسته‌اند.


دسته‌بندی و تشریح جریان‌های مهم سیاسی بحرین


الف) جمعیت‌های اسلام‌گرای اهل تسنن از مهم‌ترین جریان‌های حامی دولت آل‌خلیفه هستند. این جریان‌ها عموماً از انشقاق‌های به‌وجود آمده در سازمان اخوان‌المسلمین و با تأثیرپذیری از برخی از كشورهای عربی شكل گرفته‌اند. این جریان‌ها كه در ابتدا بستر فعالیت گروه‌های سلفی بودند؛ بعد از سال 2001 به‌تدریج وارد عرصه فعالیت سیاسی شدند. مهم‌ترین این جمعیت‌ها عبارتند از: 1- جمعیت منبر (تریبون) اسلامی كه در واقع نماینده جریان اخوان‌المسلمین محسوب می‌‌شود. 2- جمعیت اصالت اسلامی كه یك جمعیت سلفی افراطی است.


ب) جریان چپ‌گراها؛ چپ‌گراها اگرچه قدرت دهه پنجاه قرن بیستم را ندارند؛ اما به هر شكل، بازیگران قابل توجهی را در صحنه سیاسی بحرین در اختیار دارند. از میان این تشكل‌ها می‌توان به جمعیت عمل دموكراسی (وعد) اشاره كرد.


ج) جریان لیبرال؛ سومین دسته فعال در بحرین، جریان لیبرال است كه با توجه به حضور قشر اقتصادی، خواهان اصلاحات سیاسی در چارچوب اندیشه بازار اقتصادی و برنامه‌های الحاقی آن شامل آزادی‌های فردی و تعددگرایی سیاسی است. با وجود این، كارشناسان بحرینی اندیشه لیبرال را همچنان در دوره تكامل جنینی خود می‌دانند. جمعیت میثاق ملی، جمعیت گروه فرهنگی، جمعیت اندیشه آزاد و تجمع ملی دموكراتیك، از مهم‌ترین جریان‌های این مشرب فكری محسوب می‌شوند.


د) اسلام‌گرایان شیعه؛ با توجه به اكثریت جمعیتی كه در اختیار دارند، از همان ابتدا در صحنه سیاسی بحرین و به‌ویژه در بلوك مخالفان دولت آل‌خلیفه حضور بالفعل داشته‌اند. بی‌تردید جمعیت وفاق ملی اسلامی به‌عنوان محبوب‌ترین جریان سیاسی، نه‌تنها مخالف نظام است؛ بلكه تمامی ساختار جامعه بحرین و محور اصلی فرایند قیام مردم این كشور را در اختیار دارد. جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین در 7 نوامبر 2001 اعلام موجودیت كرد. این ساختار سیاسی، همچنین بزرگ‌ترین جمعیت سیاسی بحرین محسوب می‌شود كه اعضای آن به 35 هزار نفر می‌رسد كه محوری‌ترین جریان سیاسی شیعه در این كشور است. بنیان‌گذاران این حزب، یكصدتن از علمای شیعه بحرین؛ نظیر دكتر سعید شهابی، شیخ علی سلمان، شیخ عبدالامیر الجمبری، استاد عبدالوهاب حسین و استاد حسن المشیمع بودند. رهبر حزب الوفاق، شیخ عیسی احمد قاسم از علمای برجسته بحرین است. ساختار تشكیلاتی وفاق شبیه به شورای عالی شیعیان لبنان (مجلس اعلای اسلامی لبنان) است كه شخصیت‌های معروف شیعی عضو جریان دعوت (الدعوه) و ولایت فقیه را در كنار شماری از سرمایه‌داران شیعه در خود گنجانده است.


در اساسنامه این جمعیت تأكید شده كه این جمعیت برای تأسیس دولتی نوین و مدرن تلاش می‌كند؛ كشوری كه در آن، حاكمیت از آن ملت به‌عنوان منبع اصلی حاكمیت باشد. در بخش دیگری از اساسنامه تأكید شده است كه هدف اصلی جمعیت وفاق، تحقق اصول آزادی، عدالت و برابری در سایه دیدگاه‌های اسلامی برای بحرین است.


در چارچوب همین نگاه، هم‌اكنون جمیعت وفاق ملی اسلامی بحرین، محوری‌ترین جمعیت حاضر در انتفاضه 14 فوریه بحرین محسوب می‌شود. همین مسئله باعث شد تا تعدادی از رهبران این جمعیت، طی چند ماه گذشته دستگیر و حتی به اعدام محكوم شوند.این جمعیت در بیانیه‌ای که 22 اوت 2011 منتشر شد، ضمن تأكید بر ادامه مبارزه برای دستیابی به حقوق ملت بحرین، خاطرنشان كرد رویكرد تهدیدآمیز آل‌خلیفه هرگز این جمعیت را از راهی كه در پیش گرفته، مأیوس نخواهد کرد.


دیگر گروه‌های شیعه فعال در بحرین عبارتند از:


ـ جمعیه‌الترعیه؛ این گروه، شاخه‌ای از حزب الدعوه عراق است و شیخ عیسی قاسم، شیخ سلیمان مدنی و شیخ عبدالامیرالجمبری از بنیان‌گذاران آن بودند. این جمعیت بیشتر به فعالیت‌های فرهنگی می‌پردازد.


ـ جبهه اسلامی برای آزادی بحرین؛ این تشكل ریشه در مبارزات اسلامی دهه 1970 و به‌ویژه نهاد مذهبی «صندوق الحسین» دارد. در سال 1981 نزدیک به 70 نفر از اعضای این جبهه پس از كسب آموزش‌های نظامی و تخریبی با قصد سرنگونی دولت وارد عمل شدند؛ ولی در این اقدام، ناكام ماندند و همگی به حبس محكوم شدند. تا پیش از سال 1990 این تشكل‌ پیشتاز حركت اسلامی و نماینده بنیادگرایی اسلامی در بحرین بود؛ اما از سال 1990 به بعد، به‌تدریج خود را با دیگر مخالفان و جریان اصلی سیاست در این كشور وفق داد و به اهداف و اصول دموكراتیك گرایش پیدا كرد.


ـ حزب‌الله بحرین؛ از سال 1987 به بعد، دولت بحرین بارها اعلام كرده است كه گروهی به نام حزب‌الله بحرین خواهان سرنگونی حكومت آن كشور شده است. دولت بحرین مدعی است این گروه، سه هزار نفر عضو دارد كه همگی نظامی‌اند و از حزب‌الله لبنان تغذیه می‌شوند و مورد حمایت ایران هستند. گروه‌های مختلف شیعی در بحرین، طی اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی، وجود چنین گروهی را رد کرده و اعلام داشته‌اند این اقدام دولت، حربه‌ای برای ساختن دشمن فرضی است تا ناآرامی‌ها را به خارج منتسب كند. در گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در سال 1997 نیز آمده است: هیچ گروه مخالف بحرینی با نام حزب‌الله شناخته نشده و این، اصطلاحی است كه صرفاً از سوی حكومت برای اشاره به طیف نیروهای شیعه مخالف استفاده می‌شود.


ـ حركه‌الخلایا الثوریه (حركت هسته‌های انقلابی)؛ این جنبش از جمله حركت سری و زیرزمینی شیعی بحرین است كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تحت تأثیر آن در بحرین تشكیل شد.


ـ حركه‌انصار الشهداء الاسلامیه (حركت اسلامی انصار الشهداء)؛ ‌این حركت مخفی و سری در اوایل دهه 1910 و تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران به‌وجود آمد. رهبری این تشكل برعهده شیخ جمال علی‌العصفور بود. این گروه را نیز دولت كشف كرد. شیخ عصفور در سال 1980 دستگیر شد و تا سال 1981 در بازداشت به سر می‌برد كه در همین سال و در بازداشت، بر اثر مسمومیت درگذشت. حزب‌العمل الاسلامی، حزب الرساله و جمعیه اهل‌البیت از جمله دیگر احزاب شیعی در بحرین هستند. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مردم بحرین و به‌ویژه شیعیان آن، به صورت خودجوش راهپیمایی‌ها و تجمعات بسیاری در حمایت از انقلاب اسلامی برپا كردند. در سال 1979 راهپیمایی‌های متعددی علیه حكومت «آل‌خلیفه» برپا شد و طی آن، مردم خواهان مشاركت در تعیین سرنوشت خود و تعدیل حكومت آل‌خلیفه بودند. طی سال‌های اولیه انقلاب اسلامی ایران، جمیعت شیعی بحرین ظهور یك قدرت انقلابی شیعه در ایران را به‌مثابه نیرویی می‌دیدند كه می‌توانست در ابراز رنج‌هایشان آنان را یاری دهد و این امید را پدید آورد كه شیعیان حاشیه خلیج‌فارس دیگر تنها نیستند و تسلیم سرنوشت نشده‌اند. با توجه به این امر در سال 1360 كودتایی ناموفق برای سرنگونی نظام حاكم بر بحرین از سوی شیعیان این كشور انجام شد (فاضلی‌نیا، ژئوپلتیك شیعه و نگرانی غرب از انقلاب اسلامی، ص 104) حكومت بحرین تعداد زیادی از شیعیان ایرانی مقیم بحرین را از كشورش اخراج و بسیاری از مراكز دینی شیعیان را تعطیل کرد. عده زیادی را به بهانه‌ بازجویی به مدت طولانی، بازداشت و سپس به خارج تبعید كرد.


با سخت‌گیری دولت درباره شیعیان و حركت‌های شیعی و تعطیلی مراكز دینی و فرهنگی آنان، فعالیت اسلام‌گرایان از سال 1984 به بعد به سردی ‌گرایید. پس از سقوط صدام و روی كارآمدن دولتی شیعی در عراق در سال 1382 تا 1386 اعتراضات مختلفی در نقاط شیعه‌نشین بحرین علیه تبعیض و ظلم‌های حكومت بحرین و اقلیت سنی نسبت به شیعیان روی داد. همین روند اعتراض‌ها باعث شد شعار اسلامی شیعیان عراق باعنوان «یك فرد، یك رأی» تبدیل به شعار اصلی شیعیان بحرین در انتخابات پارلمانی شود و از 18 نامزد جمعیت وفاق اسلامی، 17 نفر آن‌ها به مجلس بحرین راه یابند و یك شخص هم به پست معاونت نخست‌وزیری برسد.


اعتراض شیعیان نسبت به حقوق اولیه و تبعیض و اعتراض جمعیت‌ شیعی «وفاق» به رئیس مجلس این كشور درباره مفاسد مالی و اداری برخی وزرای كابینه سنی، از جمله موارد اعتراضی بعدی بود كه نشان‌دهنده مصمم‌تر شدن شیعیان بحرین به تقویت حضور و نفوذ و تأثیرگذاری خود در ساختار سیاسی بحرین در سال‌های اخیر است. اگرچه دولت بحرین، اصلاحاتی انجام داد؛ اما اوج این اعتراضات بعد از بیداری اسلامی و سرنگونی چند رژیم عربی در دوره اخیر شكل گرفت. در این دوره، مردم به‌صورت یكپارچه‌اند و با اینكه فضای سركوب، دستگیری و كشتار با كمك نیروهای خارجی (عربستان و بعثی‌های عراق) نسبت به دوره های قبل شدیدتر بود؛ ولی اعتراضات به اشكال مختلف تداوم دارد. در مجموع، بیداری اسلامی در حال حاضر در نقطه اوج قرار دارد و مردم شیعه بحرین با دقت و درایت و حضور در صحنه با تداوم اعتراضات می‌توانند حقوق از دست رفته چندین ساله خود را به‌دست آورند